سوگواریها سوگواریها بر دو قسم است :
۱) مذهبی
۲) فردی
سوگواری مذهبی:

عزاداریهای مذهبی در این منطقه به دو صورت انجام می شود . دسته اول آنهایی که پیرو مذهب تشیع هیستند ، عزاداری مهمشان همان ماه محرم است که سینه زده و روضه می خوانند و روز عاشورا هم حلیم یا آبگوشت به فقرا می دهند .دیگر روزهای ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) که خانواده ها حلیم بین خانه ها تقسیم کرده و در وفات سایر بزرگان دین ممکن است فقط روضه بخوانند . اهل تسنن عزادای مذهبی شان بیشتر به صورت مخارجی است که در روزهای وفات برای تغذیه فقرا صرف می کنند و آن روزها عبارتند از : ماه وفات پیامبر (ص ) که معمولا" در یکی از روزهای این ماه هر فردی که استطاعت مالی داشته باشد خوراکی تهیه و عده أی از اهالی را و فقرا را اطعام می کند . دیگر روز عاشورا است که تقریبا" بیشتر اهالی در مخارج آن سهیم هستند . قبل از صرف إذا سخنرانی هایی توسط علما درباره آداب دینی و وقایع عاشورا ایراد می شود در روز وفات حضرت علی ( ع) هم بعضی خانواده ها حلیم تقسیم می کنند و برای افطار کسانیکه در نماز جماعت مسجد شرکت کرده اند می فرستند . ضمنا" اهل تسنن در مقابل خشکسالی ویا هجوم آفات مختلف نضیر ملخ و کرم بر بر مزراع ،چند راس گاو و یا شتر و گوسفند قربانی و بصورت آبگوشت بین فقرا تقسیم کی کند تا در خواست آنها را اجابت کرده و برای کشتزار ها باران نازل کند ، این رسم تقریبا" همه ساله اجرا می شود .

سوگوار ی فردی :

عزاداری فردی در این منطقه به این صورت است که بعد از فوت فردی از یک خانواده ابتدا او را در اطاق یا منزل شسته و پس از آن جنازه را به قبرستان حمل ودر آنجا دفن می کنند در این موقع از طرف خانواده میت مقداری پول یا نخود و کشمش بین فقرا تقسیم می شود و سپس جمعیتی که با جنازه به قبرستان رفته اند برای گفتن تسلیت به بازماندگان آن شخص به منزلش برمی گردند وبه این طریق تعزیه شروع می شود . تعزیه رسمی مدت سه روز است(البته به توصیه رهبران مذهبی شهرستان جام برگزاری تعزیه فقط یک روز در مسجد و یا منزل میباشد) ودر این مدت معمولا" اقوام و نزدیکان آن خانواده و عده أی از سایر اهالی برای صرف شام و یا نهار دعوت میشوند ، ولی خرج مهمی که داده می شود روز سوم و هفتم تعزیه است که تقریبا" از بیشتر طبقات برای صرف نهار دعوت می شود ودر هریک از این روزها سه جز ء از قرآن مجید توسط مدعوین ختم می شود .خرجهای دیگری که داده می شود یکی در روز چهلم و دیگری خرج سال است که همانطور عده أی را دعوت می کنند . البته در این مجلس فقرا را هم اطعام می کنند از کسانیکه برای گفتن تسلیت به مجلس تعزیه می آیند ، با قهوه و چای پذیرایی می شود .در ضمن بعضی از اقوام متوفی و عده أی از دوستان و آشنایان که از دهات اطراف به تعزیه می آیند یک روز یا بیشتر در آنجا می مانند و با خود مقداری خوار وبار از قبیل قند و یا برنج یا گوسفند برای خانواده متوفی می آورند و گاهی تا مدت یک سال از اطراف به تعزیه می آیند در بین اهل تسنن رسم است که در ماه شعبان برای شادی روح اموات خود یک وعده إذا می دهند که عده أی از اهالی و بیشتر فقرا برای صرف آن دعوت می شوند. به قول معروف برای میدهند .

گويش مردمان تربت جام

گويش مردمان تربت جام به پارسي دري شبيه است و هنوز مي‌توانيد رگه هاي زبان كهن پارسي را در گپ و گفت با آنها بشنويد. اما يكي از مواردي كه مردمان تربت جام را براي ايرانيان آشنا ساخته موسيقي دلنشين اين منطقه است.


موسيقي


موسيقي نواحي از دير باز در منطقه تربت جام رواج داشته و ساز دوتار چنان در زندگي غالب مردم حضور يافته که در رنجها و شاديها هم دل و هم درد آنان و يكي از نمادهاي برجسته فرهنگي مردم آن ناحيه شده است.

از مقام هاي رايج در موسيقي تربت جام مي‌توان مقام‌هاي الله مدد، نوائي شترخجو و کبک زري را نام برد.

گليم بافي؛ قالي و قاليچه


گلیم بافی برروی دارهای فلزی زمینی انجام میگیرد اما به علت فزونی فرشهای ماشینی بی کیفیت در حال منسوخ شدن است.
نقوش اين بافته ها ساده و ابتدايي است که از بن مايه‌هاي هندسي و گياهي و حيواني سرچشمه مي‌گيرد. ابزار کار آنها هم قيچي دفتين و شانه و پشم يا کرک است. اين بافته ها اغلب در روستاها و به همت زنان روستايي توليد مي‌شوند.

قالي بافي يکي از صنايع بافندگي شهرستان تربت جام است که اکنون مرکز توليد قاليچه هاي اصيل است، قاليچه‌ها و قالي‌هاي تربتي از نوع بافت يک پود هستند و گره‌هاي آن از نوع فارسي است. قالیچه های چشمه گلی تربت جام شهرت زیادی دارند.

امروزه بیشتر در روستاهای جلگه موسی آباد و روستاهای جلگه چشمه گل مثل قلعه گک و فیروزکوه و ... قالیچه های و جانمازهای زیبایی بافته میشود.

در تربت جام به قالیچه ها ی بافته شده جانماز میگویند.

فرت بافی

فرت بافی یکی دیگر از صنایع دستی تربت جام است که متاسفانه به دلیل واردات بی رویه منسوجات بی کیفیت چینی و ارزان بودن آن نسبت به پارچه های دستی باعث کسادی در این بخش گردیده است و بجز عده ای معدود بقیه آنها دست از تولیدات پارچه به شیوه فرت بافی دست کشیده اند

تنها در دو محله تربت جام هنوز فرت بافی میشود یکی محله کوچه معدآباد و دیگر در منطقه مرکزی تربت جام توسط طایفه ندایی ) در روستاها هم تنها در بزد هنوز فرت بافی رواج دارد و دستبافهای زیبای آنها شامل دستمال کلاقی -قدیفه (حوله) چادر شب مورد استفاده زیادی دارد.


چادر عشاير

بعد از گذاری هوای سرد زمستانی هنکامی که دشتها سبز میگردد دامداران به ییلاق میروند و چادرها را سرپا میکنند
منطقه تربت جام با داشتن چراگاه‌ها و دشت‌هاي خرم سرزميني مناسب براي گله‌داري به شمار مي‌رود.عشاير منطقه که بيشتر به کار دامداري مشغولند به دنبال يافتن چراگاه هاي مرغوبتر دائماً در حال تغيير مکان زندگي هستند.از اين رو اسباب و اثاثيه ساده و سبک دارند.

در ییلاق بره ها از میشها جدا میشود و میشها توسط گله اصلی به چرا میرود و چوپان باتجربه و اصلی رمه با تعدادی سگ و وسایل شخصی خود که بر الاغی گذارده شده برای چرا بیرون میرود ( هر گله گوسفند متعلق به چندین نفر دامدار میباشد ) حال بره ها هم به چرا برده میشوند که توسط دامداران چرای شبانه آنها نوبت بندی میگردد و هر شب هم یکی از دامداران باید یا خود و یا شخصی را برای چرا معرفی کند که اصطلاحا" به نوبت چرا گمار میگویند .حال گمار از هر کس که باشد باید بره ها را تحویل بگیرد و به چرا ببرد

چادر از موی بز بافته شده و بسیار بزرگ و چند وجهی میباشد و چنان محکم است که علواه بر عدم نفوذ پذیری باران در مقابل باد و طوفان هم مستحکم است(در گذشته ها دورتر در زمان تیموریان و سلجوقیان یک نوع چادر سفید رنگی از پشم میبافتند که به علت رنگ سفید آن دامدارن این منطقه را آیماق صدا میکردند یعنی دامدار چادر سفید . امروز هم این نسبت را به بعضی از روستاییان میدهند که البته به مرور زمان معنی آن تغییر کرده و امروز به روستایی ساده ایماق میگویند که حالت تمسخر دارد)

نمد مالي


نمد های تربت جام در گذشته های دور ارزش فراوانی داشته و در کتابهای تاریخ یکی از محصولات دستی تربت جام را نمد گفته اند.

نمد از پشم بافته میشود و ابتدا نقش آن ر تعیین و تهیه میکنند ابتدا یک لایه به اندازه کل ابعاد نمد پشمهای سفید و حلاجی شده را میگذارند و با مالش زیاد آنها را به هم پیوند میزندد و هنگاک مالین آن مقداری آب هم میزندد (با دست آب را میپاشند تا کمی خیس شود ) بعد پشمهای رنگ شده با رنگهای طبیعی مثل ریشه انر و روناس و لاجورد و غیره بر روی محل نقش میگذارند براحتی گذاشتن یک وسیله بر روی میزط س÷س نمد را از یک طرف لوله میکنند بطوری که پشمهای رنگی از محل نقش جابجا نشود و بعد از این که پشمها به علت شکل آن به هم چسبیدند و محکم شدند توسط یک تا سه نفر پشت سرهم نمد را با قدرت اوله و می تابانند و باز دوباره باز تا نمد محکم شود. بهد در مقابل نور خورشید آن را پهن میکنند تا رطوبت آن گرفته شود .

از نمد سفید یک دست لباسی برای چوپانان تهیه میشود که آستینهای بلندی دارد و قدرت حفاظت آن در برابر بوران و کولاک یخ و سرما چنان است که گویی در داخل خانه ای و در کنار یک بخاری هستی .


موسیقی مقامی و رقص های آیینی تربت جام

اما موسیقی تربت جام چیز دیگری است .

یکی از نابترین مکملهای آداب و رسوم تربت جام رقصهای آیینی و انواع موسیقی میباشد.

هم اکنون صدها هنر مند در این شهر موسیقی مقامی را با دوتار مینوازند و ساز و دهل هم در رقصهای آیینی جای خود را دارد . صدها نوع موسیقی و آواز که بیشتر جنبه آیینی دارد در تربت جام رواج دارد مقامهای معروف اشتر خجو الله مدد و مقام جل و دیگر مقامها در مراسم مختلف اجرا میگردد.

میان رقص های آیینی معروف در تربت جام می توان به رقص اپرو و مراسم تمنای باران اشاره کرد.

لباس‌های محلی

رقص چوب بازی تربت جام شهرت جهانی دارد.

اگر چه اکنون فقط هنرمندان محلی و پیران منطـقه لباس‌های محلی را می‌پوشند اما این لباس ریشه بسیار کهنی دارد و هریک از اقسام آن فلسفه و تعریف خاص خود را دارد. لباس‌های محلی منطقه عبارتند از پیراهن ۴۰ تریزه و شلوار سفید، جلیقه سیاه، پی تاوه، کلاه و مندیل(۱۵)(دستار)، کفش‌های مخصوص و دستمال ابریشمی که جداگانه هریک از آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛


۱) پیراهن و شلوار سفید

پیراهن و شلوار سفید که در قدیم دو نوع بوده. در گذشته ۲ قشر از مردم به نام‌های خوانین و کشاورزان زندگی می‌کرده‌اند که به فراخور حال هر یک لباس مخصوص خود را داشته‌اند. لباس خان‌ها به بَرچاک معروف بوده. بدین معنی که از دو سمت راست و چپ دامن برش خورده و به دو تکه جلویی و عقبی تقسیم می‌شود که اکنون به لباس پاکستانی یا افغانی در بازار عرضه می‌شود و لباس کشاورزان همین لباس ۴۰ تریزه بوده است. این پیراهن از برش‌های متعددی که تریزه (تکه) نام دارد دوخته می‌شده است. ویژگی بارز این لباس دامن چین دار آن است که در زمان برزیگری محصول را در آن جمع‌آوری می‌کردند. این در حالی است که در دامن برخی از این لباسها حدود ۴۰ کیلوگرم گندم جا می‌گرفته است. همچنین دامن ۴۰ تریزه در زمان چرخشهای بازیگران به سان چتری باز می‌شود.

۲)جلیقه سیاه

جلیقه سیاه در برابر لباس سفید نشان‌دهنده تاریکی در برابر روشنایی و نور است. ۳) پی تابه = پا تابه

پی تابه = پا تابه (که در محل به آن «پی تََوَه» یا «پَتَک» می‌گویند). بافته‌هایی است پشمین که بر پا می‌پیچیدند که هم محافظ پا از یخ زدن در فصل زمستان باشد و هم پا را از گزش و نیش امثال مار و عقرب و آسیب خار و خاشاک محافظت نماید. کلاه و مندیل عبارتند از کلاه قرص و دستاری که بر سر می‌بندند. این دو نیز محافظ سر و صورتند. کلاه معمولاً از الیاف سیمی مرغوب و با آستری مخمل ساخته می‌شده است. مندیل نیز در گذشته از جنس کرباس بوده ولی اکنون مرغوبترین آن از جنسی به نام فاج است.


۴)چارق یا چقه

کفش‌های مخصوصی هستند که در قدیم استفاده می‌شدند. چارق پا افزاری چرمی در دو نوع «رُوّی» و «اُوّی» بوده که اولی در مواقع پیاده روی و راه پیمایی و دومی در مواقع آبیاری کشت یا به اصطلاح محلی «اوگیری» مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. چقه که تلفظ درست آن «چُقِّی» است، عبارت بوده از کفی یِ تخت و نسبتاً پهنی با رویه‌ای کلاً چرم که کفی و تخت در اصطلاح به صورت «گُوّمیشی» به هم دوخته می‌شده است.


۵) دستمال ابریشمین:

اگرچه غالب بازیگران آن را به گوشه راست لباسشان می‌آویزند ولی چنین بر می‌آید که دستمال در لباس قدیم جایگاهی نداشته و در آن زمان سارُق یا روسری (چارقَد)( سفید و مندیل مانندی بوده که آنرا به کمر می‌بستند.این سارُق یا چارقَد استفاده‌های متعددی داشته است. مثلا در موقع رفتن سر زمین در آن نان و آذوقه روز را می‌بستند و با خود می‌بردند. همچنین چون در موقع کار عرق می‌کردند و بعد از فراغت از کار ممکن بود سرما خورده و کلیه درد و کمر درد بگیرند، لذا از سارُق به عنوان وسیله‌ای برای گرم نگه داشتن بدن استفاده می‌کردند.

امروزه بیشتر مردم از کت و شلوار که به صورت یک لباس رسمی پذیرفته شده همانند دیگر نقاط عالم استفاده میکنند اما در مراسمی چون عید مبارک فطر و قربان اگر این لباس در دسترس باشد حتما" میپوشند .


مراسم عید دیدنی
اهل تسنن تربت جام اعیاد مذهبی را که همان عید فطر و قربان باشد عید می گیرند و در این روزها لباس نو پوشیده و یه دید وبازدید یکدیگر می روند . و در بعضی از روستاها سفره ای میچینند و بر روی آن شیرینی و آجیل میگذارند و هرکس که بدین انها می آید کنار سفره مینشینند و پس از گفتگویی و چاق سلاکتی دوباره به منزل دیگری میروند و معمولا" در همان روز اول عید بعد از نماز تا پاسی از شب به دیدن تمام اقوام از پدر و مادر شروع میگردد و به ترتیب نسبت خانوادگی ادامه مییابد. ( اما ترتیب دیدن عید از افراد بزرگ و ریش سفید شروع و به ترتیب به دیدن کوچکترها می روند اما همه را میروند و در این دو عید اگر کسی قهری و یا کدورتی داشته باشد به خاطر اینکه معتقد است اگر آشتی نکند ممکن است نمازش و عباددتش مورد قبول حق قرار نگیرد فقط دنبال یک بهانه ای میگردد تا او را با طرف دیگر آشتی دهد و این رسم مبارکی است
مراسم ختنه سوری
در این مراسم که امروزه به شدت تحت تاثیر دیگر شهرهای بزرگ کشور فقط توسط پزشک و بدون مدعو عمل میشد . در گذشته گاهی تا یک هفته پسرکی که میخواستند او را ختنه کنند برایش جشن میگرفتند و گاهی حتی یک هفته هر شب تا پاسی از شب گذشته هنرمند با ساز و دهل شروع به نواختن موسیقی میکرد و چون صدای دهل و ساز بلند میشد جوانان دسته دسته جهت اجرای مراسم رقص به صورت کاملا" خودجوش به منزل طرف می آمدند و میرقصیدند و پای کوبی و شادی میکردند .
سپس در هنگام ختنه سوری پسرک را سوار بر اسبی یا سوار بر دوش یکی از جوانان قوم میکردند و با گفتن رباعی و ذکر صلوات او را به دور حیاط میچرخاندند و سپس به خانه محل ختنه میبردند و او توسط کسی که در این کار تخصص داشت ختنه میشد و محل زخم را هم با پشم سوخته (اصطلاحا" به آن پلوش داغ میگفتند) میپوشاندند و به جای شلوار دامنی بلند بر وی می پوشاندند .
در بیشتر موقع که مراسم ختنه سوری اجرا میشد چندین پسرک دیگر از اقوام و یا آشنایان و یا همیایگان به خاطر عدم بضاعت مالی در یک محل و پشت سر هم ختنه میشد